آرمان آرین: مدرسه، بهترین زمان برای ترویج کتابخوانی

از سلسله یادداشت های ترویج کتابخوانی در روزنامه وقایع اتفاقیه

آرمان آرین؛ نویسنده: هر اندازه هم که برای کتابخوان‌شدن مردم ایران راهکار ارائه بدهیم، نهایت موضوع این است که مردم به دانستن، احساس نیاز کنند و لزوم رفع نیازهای خود را از مسیر خواندن دنبال کنند. فکر می‌کنم بخشی از این مسئله، می‌تواند ذاتی یک جامعه باشد و بخش دیگر آن هم اکتسابی. مقصود از بخش ذاتی این است که شاید بعضی از جوامع به خاطر کهن‌بودن‌ و داشتن فرهنگ شفاهی غنی، احساس کنند به مطالعه نیازی ندارند؛ در‌صورتی‌که این فکر اشتباه است. در عوض برخی جوامع که عمر کوتاه‌تری دارند، این احساس نیاز یا این هوشمندی را دارند که نیازهای خود را از مسیر مطالعه برطرف کنند.
فکر می‌کنم نخستین راه درباره ترویج کتابخوانی در جامعه ما این است که می‌توان در ۱۲ سال مدرسه، درصد بالایی از بچه‌های این کشور را کتابخوان بار آورد چون این مسئله‌ای است که در اوضاع فعلی نمی‌توان بر دوش پدر و مادرها گذاشت؛ اغلب آنها چون خودشان کتابخوان نیستند، نمی‌توانند بچه‌های کتابخوان تربیت کنند.
بنابراین، بهترین راه برای آموزش‌وپرورش کودکان سرزمین ما، وزارت آموزش‌وپرورش است که می‌تواند به جای اینکه ۱۲ سال تمام، این بچه‌ها را بیاورد و ببرد – که اغلب هم بی‌ثمر است و اتفاق ژرفی در آنها نمی‌افتد- دانش‌آموزان را به بهترین شکل به مشاغل و حرفه‌های مختلف هدایت کند و ساعت‌های اغلب بی‌خاصیت انشا، ادبیات، پرورشی و… را صرف علاقه‌مند کردن کودکان به کتابخوانی کند.
یادم هست که خانم محبوبه نجف‌خانی و دوستانشان در یکی از مدرسه‌های تهران، زحمت ترویج کتابخوانی را کشیده بودند. نتیجه کار آنها نشان می‌داد که وجود یک راهنما و مربی کارکشته در این زمینه، تا چه حد می‌تواند باعث تشویق بچه‌ها به کتابخوانی شود. در مدارسی که کارهای مشابه انجام شده، فارغ از سیستم آموزش‌وپرورش – که اصلا بر مبنای کتابخوانی بنا نشده و کتاب‌های ادبیات و تاریخش، هر روز از نظر محتوا لاغرتر و رنجورتر می‌شوند – گروهی از بچه‌ها به‌سمت کتابخوانی راهنمایی شده‌اند. این نشان می‌دهد که مدرسه جایی برای آغاز کتابخوانی است. وقتی یک نسل کتابخوان در مدرسه‌ها پرورش پیدا کند، فردا قشر جوان این مملکت را خواهد ساخت؛ آن‌وقت می‌توان درباره نسل بعدی، این انتظار را داشت که کودکان کتابخوانی تربیت کند. در کل، ترویج کتابخوانی باید از مهدکودک، پیش‌دبستانی و دبستان آغاز شود، تا بشود در یک روند ۳۰،۲۰ ساله، امیدوار بود که تغییری در کتابخوانی نسل‌ها داشته باشیم.
بنابراین، ترویج کتابخوانی زنجیره‌ای است با حلقه‌های در کنار هم و به‌هم پیوسته، که به نظر من، حلقه آغازین آن، آموزش‌وپرورش است و بعد، دانشگاه و دیگر نقاط مرتبط در جامعه نظیر سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، تلویزیون، رادیو و سینما که قطعا می‌توانند تأثیرگذار باشند. زمانی‌ که سنگ‌بنای فکری یک نسل، به‌درستی گذاشته شود، در ادامه نیز می‌توان انتظار داشت که در چند دهه، تغییر فرهنگی مطلوبی برای آن سرزمین رخ بدهد.
***
اتفاقاتی مانند جام باشگاه‌های کتابخوانی و انتخاب پایتخت کتاب ایران، خیلی خوب هستند، به شرط اینکه معلق در هوا و خلأ نبوده و پیوسته به زنجیره ترویج کتابخوانی باشند؛ نه اینکه ایده خوبی باشد مثل خیلی از رویدادهای فرهنگی دیگر در این کشور که همچون یک تک‌مضراب، بیاید، بگذرد و برود. این حرکات اگر در کنار زنجیره آموزش‌وپرورش و آموزش عالی اتفاق بیفتند، مسلما می‌توانند تأثیرگذار بوده و فردای اندیشگی و فرهنگی ایرانیان را متحول کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *